تقلید کور کورانه یک نویسنده معروف وتهمت بیشرمانه او به زنان پاک دامن شمال کشور
رضا امیر خانی نویسنده معروف وصاحب آثاری چون( من او ـ داستان سیستان ـ از به ـ نشت نشا و ارمیا)
ارمیا نام کتابی است كه زندگی پر ماجرای جوانی به نام ارمیا ـرا به تصویر میکشد او مدتی در جنگ بوده ودوست صمیمی خود ـمصطفی ـ را در جنگ از دست میدهد وبعد از پایان جنگ به تهران باز میگردد. اما روحیات او همچنان روحیات یک رزمنده است که نتوانسته از جبهه دل بکند. ارمیا برای فرار از اطرافیانش وپناه بردن به تنهایی خود به شمال کشور مسافرت میکند تا آنجا در جنگلهای شمال با خدای خود تنها باشد.
در همین مسافرت به شمال او به طور اتفاقی با چند معدنچی آشنا میشود در همین جا است که متأسفانه نویسنده کتاب با نوشتن مطالبی کاملا غیر ضروری مستقیما به زنان با عفت شمال کشور توهین کرده وعفت و حیای آنها را زیر سوال میبرد مانند انسانهای جاهلی که لطیفه های زشتی را که حاصل توطئه دشمنان در جهت تفرقه در میان قومیتهای کشور است را به زنان با عفت شمال کشور نسبت میدهند.
آری شاید تعجب کنید اما من شما را برای اثبات صحت گفته خود به کتاب ارمیا فصل ۱۵ و ۱۶ ارجاع میدهم
این جمله ای است که این نویسنده در آن به نوامیس مردمان غیور شمال انگ بی عفتی زده : ( زنها از دور ارمیا را به هم نشان دادند برای زنهای ساده روستایی شمال یک شب دیدن کافی بود تا با ارمیا احساس محرمیت کنند)
به عقیده این نویسنده مرز میان محرمیت و نا محرمیت برای زنان شمالی با مردان تنها یک آشنایی است و آنها به هیچ گونه محرمیت شرعی قائل نیستند وحیای آنها از نامهرمان تنها به خاطر شرم است.
هر انسان عاقلی به صراحت ازعان خواهد نمود که این یک تهمت بزرگ به نوامیس مردم است
از یک نویسنده انتظار بیشتری میرود تا بر آنچه مینویسد تابع عوام نباشد و کور کورانه خرافات یک مشت معلوم الحال را که فریب خورده دشمنان کشورمان هستند را به قلم نیاورد چرا که این کار نتیجه ای جز بر هم زدن وحدت ملی وشاد نمودن دشمنان قسم خورده کشورمان ندارد
مرآت آینه ای است که زیباییها و زشتیهای جامعه ایران را به تصویر میکشد