نتایج شگفت انگیز روزهای اول سهمیه بندی بنزین

 

سهميه بندي بنزين از چهارشنبه هفته گذشته سبب شكستن ركورد كمترين مصرف بنزين در سال جاري به صورت روزانه شده است.

به گزارش رجانيوز، در حالي كه مصرف بنزين روز جمعه به 8/54 ميليون ليتر رسيده بود، ركورد كاهش مصرف بنزين در روز شنبه هفته جاري با ثبت عدد 2/53 ميليون ليتر، بار ديگر شكسته شد. 

 مصرف بنزين كشور در روز شنبه نهم تيرماه ركورد كمترين ميزان مصرف در سال جاري كه متعلق به روز قبل از آن بود، را نيز شكست و از 8/54 به ميزان 2/53 ميليون ليتر كاهش يافت.

مصرف بنزين تهران نيز به كمترين ميزان خود در سال جاري يعني 4/9 ميليون ليتر رسيد.


كاهش 20 درصدي ترافيك و 30 درصدي تصادفات خسارتي در تهران و شهرهاي بزرگ

رئيس پليس راهنمايي و رانندگي كشور با اشاره به اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين گفت: با اجراي اين طرح شاهد كاهش 20 درصدي ترافيك و 30 درصدي تصادفات خسارتي در تهران و شهرهاي بزرگ هستيم.

سردار محمد رويانيان در جمع خبرنگاران افزود: اگر اين روند ادامه يافته و مردم ايران مديريت مصرف و مديريت سفر را به درستي انجام داده و دولت نيز دغدغه هاي مردم در مورد بنزين را برطرف كند كاهش آمارهاي تصادفات و ترافيك تثبيت مي شود.
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي ناجا افزود: پس از تثبيت كاهش آمارها در كشور در خصوص چگونگي اجراي طرح زوج و فرد نيز تصميماتي گرفته مي‌شود.

سهميه بندي، كاهش آلودگي هوا و نگاهي تطبيقي

 مدير طرح كاهش آلودگي هواي تهران آمار و اطلاعات تكان‌دهنده‌اي را درباره محاسن طرح سهميه‌بندي بنزين در تهران اعلام كرد.

فتح الله امي در گفت‌وگو با فارس گفت: گزارشي كه از ايستگاههاي سنجش آلودگي هوا در تهران بدست آمده است در روز چهارشنبه كه اولين روز سهميه بندي بنزين بوده است آلاينده‌هاي تهران، يك سوم كاهش داشته‌اند به طوري‌كه در ايستگاه سنجش آلودگي هوا در فاطمي، ميزان آلودگي منوكسيدكربن 25 درصد كاهش داشته است و psi 89 بوده است در حالي‌كه هفته گذشته در همين روز رقم آن psi 123 بوده است.
وي در ادامه افزود: پيش‌بيني‌هاي ما براي كاهش 25 درصدي سفرهاي غير ضروري با سهميه‌بندي بنزين نيز درست درآمد و ايستگاههاي ما نيز دقيقاً اين موضوع را تأييد كردند و اين كاهش 25 درصدي سفرهاي ضروري نشانگر اين است كه 25 درصد هم مصرف بنزين كاهش پيدا كرده است.

مدير طرح كاهش آلودگي هواي تهران اظهار داشت: سهميه‌بندي بنزين موجب خواهد شد كه در سال 130 هزار تن آلودگي هوا كاهش پيدا كند و از بابت كاهش مصرف سوخت، 235 ميليون دلار در سال صرفه‌جويي شود.
امي ادامه داد: از نظر خسارت زيست محيطي به خاطر كاهش 25 درصدي سفر شهري و كاهش مصرف سوخت نيز 65 ميليون دلار خسارت زيست محيطي كاهش مي‌يابد.
 

امي افزود: مصرف سوخت براي روز 12 فروردين 90 ميليون ليتر بنزين بوده است و به طور ميانگين در روزهاي ديگر سال 75 ميليون ليتر است كه در اين صورت سرانه مصرف خودرو در ايران با توجه به 5/7 ميليون خودرويي كه كارت سوخت دريافت كرده‌اند 10 ليتر در روز مي‌شود، اين مقدار مصرف از پرمصرف ترين كشور دنيا (آمريكا كه 7 ليتر در روز است) بيشتر است و اين نشان‌دهنده اين است كه مصرف درستي نداشته‌ايم.
وي تصريح كرد: سهميه بندي بنزين باعث مي‌شود الگوي مصرف در ايران به سمت مقدار درست خود نزديك شود و مردم عادت كنند از خودروهاي جمعي براي جاهايي كه مقدور است استفاده كنند.
مدير طرح كاهش آلودگي هواي تهران ادامه داد: كشور ما نسبت به انگليس 5 برابر مصرف سوخت دارد در حالي‌كه درآمد ناخالص ملي ما200 ميليارد دلار است و انگليس 2 هزار ميليارد دلار است يعني يك پنجم ما مصرف مي‌كنند 10 برابر ما درآمد ناخالص ملي دارند

فعال شدن مجدد تريبون اختصاصي جنبش فتح در ايران

سؤالات خبرنگار يك روزنامه صبح از سخنگوي وزارت امورخارجه در مصاحبه مطبوعاتي هفتگي وي، تعجب ساير حاضران را برانگيخت.

به گزارش رجانيوز، خبرنگار روزنامه اعتماد ملي، در سؤالات خود جمهوري اسلامي را به جانبداري از حماس در مقابل فتح متهم كرد.

خبرنگار اعتماد ملي در سؤال اول خود از محمد علي حسيني، سخنگوي وزارت امورخارجه، اظهار داشت: آقاي لاريجاني گفته اند كه ما در قضيه فلسطين بي طرفيم اما ما در عمل مي بينيم كه تريبون در داخل ايران فقط دراختيار حماس است. چرا ايران چنين مواضع متناقضي دارد؟

سخنگوي وزارت امورخارجه در پاسخ به اين پرسش، با تأكيد بر نگاه بدون تبعيض ايران به مسائل فلسطين، خاطرنشان ساخت: ما همه گروههاي فلسطيني را به تفاهم و گفتگو درباره آنچه منافه همه ملت فلسطين است و آرمانهاي فلسطينيان را دربردارد، دعوت مي كنيم. جمهوري اسلامي ايران، طرحي را براي اين مسئله ارائه داده و معتقد است راه حل آن گفتگوي فلسطيني- فلسطيني است و از اين راه مي تواند راهكاري مورد رضايت همه گروههاي فلسطيني به دست آورد و بايد بدانيم كه ادامه اختلافات فقط به نفع رژيم صهيونيستي است.

اين خبرنگار همچنين در سؤال ديگري با ايراد يك انتساب كذب به وزير امورخارجه مدعي شد: آقاي متكي اخيراً گفته است برخي كشورهاي عربي از جمله مصر در قضيه فلسطين، دخالت مي كنند و نمي گذارند مسئله حل شود.

سخنگوي وزارت خارجه دراين خصوص اظهار داشت: آقاي متكي، اسمي از كشوري نبرده است اما اطلاعاتي كه ما داريم از دخالت برخي كشورهاي منطقه حكايت دارد.

گفتني است ماجراي جانبداري روزنامه اعتمادملي از جنبش فتح با تولد اين روزنامه عجين بوده و اعتمادملي كه مقارن با انتخابات پارلماني فلسطين (كه با پيروزي حماس پايان يافت)، آغاز به كار كرده بود، در آستانه اين انتخابات، به تريبون اختصاصي فتح در اين انتخابات تبديل و پوسترهاي رنگي انتخاباتي فتح را در صفحه اول خود به چاپ رسانده و مصاحبه اختصاصي رپرتاژگونه اي با رئيس تشكيلات خودگران و رهبر جنبش فتح ترتيب داده بود.

اين درحاليست كه جنبش فتح مورد حمايت امريكا بوده و برخلاف جنبش مقاومت اسلامي فلسطين حماس، به برقراري صلح با رژيم صهيونيستي مي انديشد. همچنين پس از درگيريهاي ماه اخير ميان فتح و حماس، رسانه ها از طراحي يك كودتا بر عليه دولت وحدت ملي اسماعيل هنيه با هماهنگي امريكا، اروپا و رژيم صهيونيستي خبر داده بودند

سفرهای مشکوک به سیستان و بلوچستان

 عناصر تعدادى از سفارتخانه هاى خارجى در تهران تحت پوشش ديپلمات سفرهاى فراوانى به استان سيستان و بلوچستان مى نمايند. اغلب اين سفرها توسط عناصرى از سفارتخانه هاى انگليس، فرانسه، استراليا و سوييس (حافظ منافع امريكا در تهران) صورت مى گيرد.
اين گزارش حاكى است با توجه به دخالت بيگانگان در آتش افروزى هاى قومى، سفرهاى اين چنينى مشكوك و قابل تامل به نظر مى رسد.

 

نقدی بر دکتر شريعتی

 در وبلاگ یکی از دوستانم این مطالب از قول دکتر شریعتی نقل شده :دکتر شریعتی فرمودند:* حکومت مذهبی رژيمی است که در آن به جای رجال سياسی ، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سياسی و دولتی را اشغال می کنند به عبارت ديگر حکومت مذهبی يعنی حکومت روحانيون بر ملت آثار طبيعی چنين حکومتی يکی استبداد است، زيرا روحانی خود را جانشين خدا و مجری اوامر او در زمين می داند و در چنين صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند يک زعيم روحانی خود را بخودی خود زعيم ميداند ، به اعتبار اينکه روحانی است و عالم دين ، نه به اعتبار رأی و نظر و تصويب جمهور مردم ؛ بنابراين يک حاکم غير مسئول است و اين مادر استبداد و ديکتاتوری فردی است و چون خود را سايه و نماينده خدا می داند ، بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و در هيچ گونه ستم و تجاوزی ترديد به خود راه نمی دهد بلکه رضای خدا را در آن می پندارد گذشته از آن ، برای مخالف ، برای پيروان مذاهب ديگر ، حتی حق حيات نيز قائل نيست . آنها را مغضوب خدا ، گمراه ، نجس و دشمن راه دين و حق می شمارد و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل الهی تلقی می کنند. خلاصه حکومت مذهبی همان است که در قرون وسطی کشیشان داشتند و ویکتور هوگو ان را بدقت ترسیم کرده است* در جواب بنده چنین عرض کردم:دکتر شریعتی بدون شک یک روشنفکر و مردی دلسوز برای بشریت بود اما فراموش نکنیم که او دکترای جامعه شناسی داشت و در هیچ کدام از علوم دینی تخصص نداشت لذا در کتب ایشان هر جا که روی موضوع های مذهبی بحث شده ردپای سطحی نگری و تناقض گویی به چشم می خورد و خود ایشان هم به این امر اعتراف کرده اند و بعضا شما در کتاب تشیع صفوی و تشیع علوی می بینید که ایشان تفاوت روحانیت در تشیع صفوی و علوی را چنین بازگو می کنند که در تشیع علوی روحانیون در راس امور مملکت و به عنوان پرچمدار مردم کل جریانات سیاسی را اداره و کنترل می کنند اما در تشیع صفوی روحانیت به گوشه مساجد می خزند و منتظر می مانند تا امام زمان کارها را درست کنند که این مطلب را می توانید خود از کتاب ایشان استخراج کنید و چند نمونه دیگر از این دست را برای شما در زیر نقل می کنم:دکتر شریعتی چنین فرمودند:در تاریخ ادیان گفته ام که علمای شیعه پاکترین گروه و یا طبقه روحانی از میان همه ادیان مذاهب عالم در گذشته و حال به شمار می روند(شریعتی ،دکتر علی،اجتهاد:نظریه انقلاب دائمی صفحه33) و در جایی دیگر فرمودند:من به دانشجویان گفتم که برای آینده این نهضت فکری بر ای بیداری مردم و احیای روح حقیقی اسلام و برانگیختن روح حقیقی اسلام و برانگیختن روح معترض و عدالتخواه شیعه علوی و رستگاری جامعه ، به طلاب بیشتر از شما امید بسته ام(شریعتی ،دکتر علی،اجتهاد:نظریه انقلاب دائمی صفحه31)و به کرات در کتب ایشان مطالبی اینچنینی یافت می شود و البته این که یک روشنفکر 30 سال پیش را برای امروز پیشوا قرار دهیم نیز کاری غلط است چون خود دکتر هم اگر زنده بود در این 30 سال حتما آموزه های محکمتری ارائه می داد و بهتر آن بود که دکتر را با روشنفکران زمان خودش مقایسه می کردیم به هر حال در مورد مطلب ایشان که در وبلاگ نوشته شده بنده تا حد توان افکار محدودم به صورت مجزا مجزا نقد می کنم . ایشان فرمودند:* حکومت مذهبی رژيمی است که در آن به جای رجال سياسی ، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سياسی و دولتی را اشغال می کنند*اولا در هیچ زمانی از تاریخ اسلام چه در زمان پیغمبر و چه تا زمان امام دوازدهم ما واژه ای به نام رجال سیاسی و رجال مذهبی یافت نمی کنیم و این دو واژه بسیار متاخرند چرا که اساسا در دکترین شیعه سیاست یعنی عمل به احکام اجتماعی دین و لذا سیاست قسمتی از دین است و در هیچ جای قرآن و سنت و حدیث چنین نقل نشده که احکام سیاسی (مثلا روابط بین المللی با اهل کتاب در خارج از مرزها) که در قرآن آمده را عمل نکنید و یا در هیچ کجا معصومین نگفته اند شیعه ما در همه جا شیعه ماست غیر از رفتارهای سیاسی ما که شیعیان نباید مانند ما عمل کنند و در سنت هم واقفید که تمام معصومین در راس امور سیاسی مملکت بودند و اگر قرار باشد عمل به سیاست به معنای عمل به احکام اجتماعی دین صورت بگیرد لازم است که متخصص دین و کسی که مسلط به احکام اجتماعی دین است با تسلط بر قرآن و سنت و حدیث ، مسئولیت تحقق این احکام را گردن بگیرد نه اینکه ما ابتدا بیاییم و بگوییم سیاست یعنی پدر سوخته گری و رجال سیاسی را نسبت به میزان مکرشان انتخاب کنیم و سپس از آنها انتظار داشته باشیم که احکام اجتماعی اسلام را در جامعه محقق کنند که این باعث تولید معاویه و بوش(بوش با شعارهای مذهبی رای آورد) می شود مگر اینکه کلا ادعا کنیم احکام سیاسی اجتماعی قرآن و مذهب را نباید عمل کرد و مذهب را تکه تکه کنیم که طبق آیه صریح قرآن کسی که بخشی از دین را نپذیرد همه دین را نپذیرفته. دکتر فرمودند:* به عبارت ديگر حکومت مذهبی يعنی حکومت روحانيون بر ملت*در دکترین شیعه حکومت غیر خدا بر مردم حرام است و حکومت طاغوت است حال این حاکم فرد باشد و یاجمع یعنی حکومت فرد بر مردم و مردم بر مردم حرام است و فقط حکومت خدا بر مردم حلال است حال سوال اینجاست خداوند چگونه بر مردم حکومت می کند؟خداوند از طریق دستوراتش بر مردم حکومت می کند و دستوراتش در غالب وحی بر پیغمبرش به صورت قرآن نازل شده و معصومین نیز با علم لدنی و خدادادی مفسر و یابنده مصادیق احکام قرآن هستند پس حکومت خدا بر مردم به صورت اجرای اوامر الهی محقق می گردد و واضح است که همانطور که امام صادق و حضرت مهدی و امام حسین در احادیث موثق نقل کرده اند عالم دینی و فقیه عالم عادل بهتر از همه می تواند اوامر خدا را پیاده کند و لذا زنجیره ایجاب فرامین اجتماعی سیاسی الهی توسط خداشناسترین و معصوم شناسترین و حدیث شناسترین انسان قابل اجراست و پر واضح است که انتخاب یک کارخانه دار(بوش) و یا انتخاب یکی از افراد قبیله (ملک فهد) و انتخاب یک نظامی( رضا شاه)و هر نوع انتخاب دیگری با هر معیاری غیر از معیاری که امام زمان مشخص کرده پشتوانه ایجاد مملکت اسلامی نخواهد بود و این نمونه حکومت ها مصادیق طاغوتند. دکتر فرمودند:* آثار طبيعی چنين حکومتی يکی استبداد است.*استبداد به معنای خود کامگی است و فرد مستبد کسیست که رای و نظر شخصی خود را به دیگران تحمیل کند و حال شما بگویید یک نظامی یا سرمایه دار یا هر انسان دیگری که برای منافع شخصی یا گروهی حاکم شود استبداد نمی آورد اما یک روحانی مسلما استبداد می آورد؟! باید عرض کنم که طبق تعریف استبداد یک فقیه عالم و عادل نمی تواند مستبد شود چرا؟ چون فقیه مسیر حرکت مشخص است و او مجبور است روی خط فقه حرکت کند و فقه هم یعنی روش نیل به ارزشهای اسلامی پس فقیه نمی تواند به رای خود عمل کند و اگر به رای خود عمل کند و بر خلاف فقه قدم بگذارد او دیگر فقیه نیست و تازه تبدیل شده به همان رجال سیاسی پدر سوخته ای که از قبل برای رسیدن به مدینه فاضله آرزوی آن را داشتیم . دکتر فرمودند:* ، زيرا روحانی خود را جانشين خدا و مجری اوامر او در زمين می داند *در حدیث داریم العلما وراث النبیا یعنی علما وارث پیغمبرانند و پیغمبر وارث خدا یعنی خداوند دستوراتش را به چهار ده معصوم ابلاغ نکرد فقط برای هدایت مردم در زمان بنی امیه و بنی عباس بلکه خداوند قرآن را آورد تا در تمام زمان ها استفاده شود و حال اگر روحانی دستورات خداوند را طبق نص قرآن و حدیث و سنت بیابد و به مرحله اجرا بگذارد بد است ؟ حتما باید در زمان پیغمبر و با زبان خود معصوم کلام خدا را بشنویم و عمل کنیم؟آیا هدف عمل به دستورات الهیست ؟ اگر چنین است پس اگر این دستور به هر نحوی کشف شود لازم الاجراست دکتر فرمودند:* و در چنين صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند*آیا مردم از علی که معصوم هم بود انتقاد نمی کردند؟ پس مطمئن باشید در دکترین شیعه ما اجازه انتقاد از تمام سران مملکتی را داریم اما این انتقاد نباید با حرمت شکنی همراه باشد مثلا برای انتقاد از رهبری باید به شماره دفتر مجلس خبرگان تماس گرفت و به شخصی که مسئول جمع آوری انتقاد از رهبریست موضوع را گفت زیرا خبرگان مسئول عزل و نصب رهبری هستند نه اینکه هر شایعه ای که شنیدیم به همراه چند بد و بیراه در روزنامه های کثیر الانتشار چاپ کنیم و حرمت رهبر را بشکنیم کما اینکه انتقاد از علی نیز بدون ژورنالیست بازی و هوچی گری بود و پس از فتح مکه همه بخشیده شدند جز 17 نفر که اعدام شدند که اینها نویسندگان و شاعرانی بودند که با هوچی گری قصد تخریب اسلام را داشتند و اسم کارشان را انتقاد گذاشته بودند. دکتر فرمودند:* يک زعيم روحانی خود را بخودی خود زعيم ميداند ، به اعتبار اينکه روحانی است و عالم دين ، نه به اعتبار رأی و نظر و تصويب جمهور مردم ؛ بنابراين يک حاکم غير مسئول است و اين مادر استبداد و ديکتاتوری فردی است*در دکترین شیعه حاکم جامعه اسلامی توسط خدا مشروعیت می گیرد و توسط مردم مقبولیت یعنی اینکه حاکم تا زمان 14 معصوم مستقیما توسط معصوم قبلی با دستور خدا بدون رفراندوم مردمی انتخاب می شود کما اینکه علی بدون مشورت با مردم انتخاب شد و توسط بیعت مردم قدرت می گیرد چنانکه علی بدون حضور مردم تنها ماند و خانه نشین شد یعنی هر چند در حقیقت حاکم بود اما در واقعیت حاکم نشد یعنی مشروعیت داشت اما مقبولیت نداشت و ابوبکر و عمر مقبولیت داشتند اما مشروعیت نداشتند و لذا مردم زمان علی و ابوبکر و عمر لعن می شوند و ما نمی گوییم مردم در انتخاب حاکم آزادند و ابوبکر و عمر هم رجال سیاسی بودند که با سیاست بازی حاکم شدند پس حکومت ناز شصتشون مبارکشون. دکتر فرمودند:* و چون خود را سايه و نماينده خدا می داند ، بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و در هيچ گونه ستم و تجاوزی ترديد به خود راه نمی دهد بلکه رضای خدا را در آن می پندارد*آیا رضای خدا پنداشتنی است؟ آیا در قرآن و احادیث و سنت ، قبح و نیک عملی فروگذار شده است؟ آیا این قرآن که می گوید تبیان کل شی و این میلیون ها حدیث و این همه روایت و زندگی 14 معصوم در طی دو دوره حکومت اموی و عباسی جایی برای تجاوز به جان و مال و ناموس مردم برای مدعیانش می گذارد؟ در کجای فقه تجاوز به جان و ناموس و مال شرعی گزارش شده که فقیه با عمل به این حکم به نوامیس مردم تجاوز کند؟امام خمینی در کتاب ولایت فقیه می فرمایند اگر فقیه و ولی امر مسلمین فقط یک دروغ بگوید از رهبریت خلع می شود حال چگونه فقیهی به نوامیس مردم تجاوز کند و جانهای آنهارا به نا حق بگیرد و اموال آنها را به ناحق برباید و باز هم فقیه بماند؟ چنین فقیهی کسی نیست جز یک رجال سیاسی منفعت پرست و در جامعه شیعی به محض کوچکترین انحراف دیگر مشروعیت ندارد و ولی امر نخواهد بود. دکتر فرمودند:* گذشته از آن ، برای مخالف ، برای پيروان مذاهب ديگر ، حتی حق حيات نيز قائل نيست . آنها را مغضوب خدا ، گمراه ، نجس و دشمن راه دين و حق می شمارد و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل الهی تلقی می کنند.*پیغمبر اسلام در زمان حکومتش با یهودیان و مسیحیان و کفار بیعت می کرد و به جای گرفتن خمس و زکات از آنها جزیه می گرفت و در هیچ کجای دین تجاوز به حقوق اهل کتاب و کفار ، عدل حساب نمی شود و فقط اگر هر کافری یا یهودی یا مسیحی و یا مسلمانی در برابر حکومت اسلامی دست به شمشیر می برد در برابر او دست به شمشیر می بردند و این را عدل می نامیدند که هیچ ربطی به مسائل اعتقادی ندارد کما اینکه حتی اگر مسلمان هم باشد اما قصد فتنه داشته باشد باید با او برخورد نمودپس می بینید در دکترین شیعه ما پلورالیزم دینی تئوری نداریم اما پلورالیزم دینی عملی داریم. دکتر فرمودند:* خلاصه حکومت مذهبی همان است که در قرون وسطی کشیشان داشتند و ویکتور هوگو ان را بدقت ترسیم کرده است*در دوران قرون وسطی اولا در راس مملکت رجال سیاسی بودند و کشیشان در کنار آنها توجیه کننده ظلم آنها بودند و در تمام دنیا چنین بود مثلا در ایران حکام اشکانی و ساسانی در راس قدرت بودند و موبدان زرتشتی در کنار آنها به عنوان مشروع کننده حاکمیت آنها با گرفتن باج از آنها حضور داشتند یعنی در واقع همان حکومت لاییک و سکولاری که الان تبلیغ می شود پیاده شده بود و در ثانی آیا نص تحریف شده انجیل مانند نص بکر قرآن مارا بر آن داشت تا کشیشان را با روحانیون شیعی مقایسه کنیم؟ و یا شباهت یکتا پرستی اسلامی و تثلیث مسیحیت؟ آیا مسیحیت یک میلیونیوم اسلام نص صریح و موثق دارد؟ آیا اسلام در طول تاریخ دانشمندان خود را آتش زده یا نه همیشه هر حرف جدیدی را برای بررسی و مباحثه به میادین علمی کشانده؟باید عرض کنم صحنه فرامین شیعی کاملا شفافند و هیچ کجا شما کلامی خارج از عقل نمی شنوید و نمی بینیدو لذا علمای شیعی نیز مسیری کاملا شفاف دارند و اگر در مسیر آنها اثری از انحرافات کلیسایی می بینید برای مباحثه بازگو کنید.
نوشته شده توسط دوست عزيزم پويا مراد زاده

تقلید کور کورانه یک نویسنده معروف وتهمت بیشرمانه او به زنان پاک دامن شمال کشور

رضا امیر خانی نویسنده معروف وصاحب آثاری چون( من او ـ داستان سیستان ـ از به ـ نشت نشا و ارمیا)

ارمیا نام کتابی است كه زندگی پر ماجرای جوانی به نام ارمیا ـرا به تصویر میکشد او مدتی در جنگ بوده ودوست صمیمی خود ـمصطفی ـ را در جنگ از دست میدهد وبعد از پایان جنگ به تهران باز میگردد. اما روحیات او همچنان روحیات یک رزمنده است که نتوانسته از جبهه دل بکند. ارمیا برای فرار از اطرافیانش وپناه بردن به تنهایی خود به شمال کشور مسافرت میکند تا آنجا در جنگلهای شمال با خدای خود تنها باشد.

در همین مسافرت به شمال او به طور اتفاقی با چند معدنچی آشنا میشود در همین جا است که متأسفانه نویسنده کتاب با نوشتن مطالبی کاملا غیر ضروری مستقیما به زنان با عفت شمال کشور توهین کرده وعفت و حیای آنها را زیر سوال میبرد مانند انسانهای جاهلی که لطیفه های زشتی را که حاصل توطئه دشمنان در جهت تفرقه در میان قومیتهای کشور است را به زنان با عفت شمال کشور نسبت میدهند.

آری شاید تعجب کنید اما من شما را برای اثبات صحت گفته خود به کتاب ارمیا فصل ۱۵ و ۱۶ ارجاع میدهم

این جمله ای است که این نویسنده در آن به نوامیس مردمان غیور شمال انگ بی عفتی زده : ( زنها از دور ارمیا را به هم نشان دادند برای زنهای ساده روستایی شمال یک شب دیدن کافی بود تا با ارمیا احساس محرمیت کنند)

به عقیده این نویسنده مرز میان محرمیت و نا محرمیت برای زنان شمالی با مردان تنها یک آشنایی است و آنها به هیچ گونه محرمیت شرعی قائل نیستند وحیای آنها از نامهرمان تنها به خاطر شرم است.

هر انسان عاقلی به صراحت ازعان خواهد نمود که این یک تهمت بزرگ به نوامیس مردم است

از یک نویسنده انتظار بیشتری میرود تا بر آنچه مینویسد تابع عوام نباشد و کور کورانه خرافات یک مشت معلوم الحال را که فریب خورده دشمنان کشورمان هستند را به قلم نیاورد چرا که این کار نتیجه ای جز بر هم زدن وحدت ملی وشاد نمودن دشمنان قسم خورده کشورمان ندارد