چند وقت پيش كه رفته بودم جنگل چيزي كه بيشتر از همه توجه منو به خودش جلب ميكرد زباله هاي فراواني بود كه مردم روي زمين ريخته بودند . آدمهاي زيادي اومده بودند جنگل قيافه هارو كه نگاه ميكردم همه رو شاد و سرحال ميديدم . اين شادي رو هم مديون جنگل بودند. جنگلي كه با طبيعت زيباش هم شادابي به ما ميده هم سلامتي اما تنها چيزي كه ما بهش ميديم زبالست . اي كاش اينو ميفهميديم كه زباله ها رو ميشه داخل پلاستيك ريخت و درون سطل زباله انداخت.
اما چیزی که بیشتر از زباله ها تاسف داشت سطح بسیار پایین بهداشت بود. سرویسهای بهداشتی بسیار کثیف و تاریک انگار که تا حالا کسی اونجا رو نظافت نکرده حتی بوی بسیار بدی تا چندین متر دورتر مشام آدمو می آزرد. این سرویسهای به اصطلاح بهداشتی فقط میتونن عامل شیوع بیماری باشند ودر واقع نبودشون بهتر از بودنشونه.
نمازخونه هاش هم که اصلا در شان کشور اسلامی نیست . نه مهر درست وحسابی داشت نه فضای مناسب نماز خوندن .
البته این قضیه در مورد نمازخونه ها و سرویسهای بهداشتی بین راه (جاده ها)مشهود تر است.
فقط کافیه یک بار سفر رفته باشید حتما گفته های منو تصدیق خواهید کرد. سرویسهای بسیار غیر بهداشتی و نمازخونه هایی که نمیشه اسم نمازخونه روشون گذاشت.
آیا دولت نباید مکانهایی را که با بهداشت جامعه سر و کار دارد نظارت دقیق تری را داشته باشد؟
آیا باید در یک کشور اسلامی داشتن مساجد ونمازخانه های مطلوب ودر شان مسلمانان که حداقل واجد محیط پاک وتمیز و بدون تجملات آرزو باشد!؟
مرآت آینه ای است که زیباییها و زشتیهای جامعه ایران را به تصویر میکشد